اندیشه

حکمت فلسفه واندیشه به انتخاب یک روز نامه نگار

هستی و زمان» به زبان فارسی - 3 /شهروند امروز

 ‏

هایدگر در قبیله ما
كتاب شناسی هایدگر به فارسی
 
علی پاپلی / متین غفاریان :مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی، در ایران سرنوشت جالبی داشته است. معرف او در ایران بی‌شك سیداحمد فردید است. فیلسوفی كه بحق او را «فیلسوف شفاهی» نامیده‌اند. فردید اگرچه زیاد از هایدگر گفت اما چیزی درباره او ننوشت. به‌علاوه روایت او از هایدگر بسیار مبهم بود. فردید خود را نه شارح یا مترجم كه هم‌سخن با هایدگر می‌دانست و سعی بر آن داشت تا برداشتی مولفانه از او ارائه دهد. ناتوانی ذهن فلسفی او اما در شرایطی كه هیچ اثر مكتوب و منسجمی درباره یا از هایدگر وجود نداشت طبیعتا قادر به تحقق چنین سودایی نبود.
پس از فردید شاگردان او علم طرفداری از هایدگر برافراشتند.

 

در دهه هفتاد كه تلاش روشنفكرانه برای فهم انقلاب و درك شرایط اوج می‌گرفت آنان با تمسك به هایدگر در برابر روشنفكران دینی قرار می‌گرفتند كه با رجوع به نظریات معرفت‌شناسانه و سیاسی كارل پوپر درصدد تدوین نظریه دین‌شناسانه و سیاسی دموكراتیكی بودند.
شاگردان فردید با بیان نظریات هایدگر در نقد فلسفه غرب، هر گونه توجه و استفاده از نظریات متفكران غربی را رد می‌كردند. مباحثه‌ هایدگری‌ها و پوپری‌ها از نیمه دوم دهه 60 تا نیمه اول دهه 70 ادامه داشت. اما چنانچه بیش از این بسیار گفته‌اند- و چه درست گفته‌اند- در این میان قربانیان اصلی پوپر و هایدگر بودند كه شناختی از فلسفه آنان حاصل نیامد. آنها تنها دو نام بودند برای دو طرف درگیر در منازعه‌ای ایرانی.

زندگی و حواشی آن
در تمام این دوران (1375-1365) اثری جدی از هایدگر یا درباره او منتشر نشد. در واقع پس از این زمان بود كه هایدگر مورد توجه قرار گرفت. به یك معنا هایدگر، مد فلسفی دهه 80 بود. مهم‌ترین كتاب‌ها درباره او از آغاز دهه 80 منتشر شدند.
اما نوشتن از هایدگر در ایران پیش از این تاریخ هم وجود داشت. یكی از اولین مطالب شاخص درباره او، انتشار مصاحبه معروف او با هفته‌نامه اشپیگل در سال 1976 است. مصاحبه در اصل در سال 1966 انجام شده بود اما به درخواست هایدگر پس از مرگ او منتشر شد. تنها چند ماه پس از مرگ هایدگر و انتشار مصاحبه در اشپیگل، مصاحبه در ایران توسط آرامش دوستدار ترجمه و در مجله «فرهنگ و زندگی» منتشر شد. (این مقاله اكنون در كتاب «ابوریجان، فارابی و هایدگر» كه مجموعه‌ای از مقالات مجله فرهنگ و زندگی است دوباره چاپ شده است، انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1381)

دوستدار خود از شاگردان فردید بود و از كلمات و عبارات او بهره می‌جست و از جمله در مقاله‌ای كه مجله فلسفه دانشكده ادبیات و فلسفه دانشگاه تهران نوشت تفسیری هایدگری از نیچه ارائه می‌داد.
این مصاحبه دو بخش داشت. در بخش اول هایدگر درباره بخش مهمی از زندگی‌اش- دوران تسلط نازی‌ها بر آلمان- و همكاری‌اش با آنان صحبت می‌كند. بخش دوم هم درباره اندیشه هایدگر بخصوص تاملات او درباره تكنولوژی است. تیتر مصاحبه جمله‌ای از هایدگر بود كه بعدها بسیار معروف شد: «مگر خدایی می‌تواند ما را نجات دهد.»

همكاری هایدگر با رژیم ناسیونال سوسیالیست یكی از اتهاماتی بود كه در منازعه هایدگری‌ها و پوپری‌ها مدام تكرار می‌شد. به نظر روشنفكران دینی هایدگر فاشیست بود و حامیان او در ایران هم چنین هستند. همكاری هایدگر با نازی‌ها البته نشانه‌ای از تفكرات فاشیستی او محسوب می‌شد. این گونه بود كه زندگی سیاسی هایدگر به موضوعی جذاب بدل شد. كتاب «هایدگر و سیاست» نوشته میگل‌ دبیستگی با ترجمه سیاوش جمادی (ققنوس 1381) اولین كتابی بود كه هم به این موضوع و هم فلسفه سیاسی هایدگری پرداخت.
یكی دیگر از وجوه حاشیه‌ای زندگی هایدگر كه جذاب می‌نمود رابطه عاشقانه او با هانا آرنت فیلسوف لیبرال بود.

اما درباره زندگی شخصی و خانوادگی هایدگر اطلاعات چندانی در دست نبود تا آنكه نامه‌های هایدگر و همسرش با نام «نازنین من» توسط نوه آنان جمع‌آوری و منتشر شد. این كتاب را امسال مهشید میرمعزی به فارسی برگرداند. (نقش و نگار 1386)
یكی از اولین ترجمه‌ها درباره هایدگر، نوشته‌ای از خود اوست با نام «طریق من در تفكر و پدیدارشناسی» كه با ترجمه ابوالقاسم پورحسینی در «فلسفه» نشریه اختصاصی گروه آموزشی فلسفه دانشكده ادبیات دانشگاه تهران در سال 1356 منتشر شده است. ابوالقاسم پورحسینی را با ترجمه «اخلاق نیكوماخوس» ارسطو می‌شناسیم.

اما از میان مجلاتی كه پیشگام در نگاه غیرایدئولوژیك به هایدگر بود می‌توان از فصلنامه ارغنون نام برد. در شماره اول این مجله (بهار 1373) شاپور اعتماد مقاله هایدگر با نام «پرسش از تكنولوژی» را ترجمه كرده است. در این مقاله‌ هایدگر بحث از وجودشناسی تكنولوژی می‌كند و فهم مدرسی از ماهیت و وجود را كه یك پدیده را با جنس و فصل تعریف می‌كند، مورد نقد قرار می‌دهد و بحث خود درباره تكنولوژی را به نمودی از «گشودگی هستی» طرح می‌كند. در ادامه این مقاله، مقاله‌ای از برنشتاین قرار گرفته است كه فهم هایدگر از فلسفه عملی ارسطو را مورد نقد قرار می‌دهد. ارغنون دو سال بعد در شماره 11 و 12 خود مقالاتی را به هایدگر اختصاص داد. تقریبا نیمی از مقالات این شماره ارغنون درباره هایدگر بود- نیمه دیگر به آرای مكتب فرانكفورت اختصاص داشت- از مترجمان مقالات درباره هایدگر می‌توان از محمدسعید حنایی‌كاشانی و یوسف اباذری نام برد.

 

اباذری «عصر تصویر جهان» هایدگر كه به موضوع علم مدرن می‌پرداخت را در این شماره ترجمه كرده است. اباذری از جمله كسانی بود كه به هایدگر توجه جدی- اگرچه انتقادی- داشت. او در كتابش «خرد جامعه‌شناسی» (طرح نو 1377) فصلی مهم را به هایدگر اختصاص داده است. هم در این كتاب و هم در مقاله «هایدگر و علم» كه در همان شماره ارغنون به چاپ رسیده است اباذری از نگاه هایدگر به مساله علم و تكنولوژی انتقاد می‌كند. این مقالات پاسخی به گرایش در همان زمان كه آرای هایدگر را مستمسكی برای نقد مدرنیزاسیون و تكنوكراسی قرار می‌دادند و با ادبیاتی شبه‌مذهبی در رد «ولایت تكنیك» صحبت می‌كردند.

دیگر مترجم حنایی‌كاشانی، در توجه به هایدگر بسیار جدی‌‌تر و پیگیرتر بود. او اولین كتاب منسجم درباره هایدگر را به فارسی برگردانده است. «مارتین هایدگر» نوشته جان مك‌كواری بخشی از مجموعه‌ای بود به نام «پدید آورندگان كلام جدید». جالب اینجاست كه اگر بحث روشنفكران دینی و هایدگری‌ها به انتشار اثری درباره هایدگر نینجامید، بحث آنان درباره كلام جدید، محركی شد برای جست‌وجو و ترجمه پدیدآورندگان كلام جدید. جان مك‌كواری خود مترجم «هستی و زمان» (به همراه ادوارد رابینسون) است و حنایی‌كاشانی كتاب دیگری در همین زمینه از او ترجمه كرد: «فلسفه وجودی» (هرمس 1377). در این كتاب حنایی‌كاشانی مقدمه فنی و مفیدی درباره مفهوم «هستی» نوشته است. اگرچه اگزیستانسیالیسم در نزد ما با نام ژان پل‌سارتر گره خورده است و خود سارتر در كتاب «اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر» خود و هایدگر را «اگزیستانسیالیست‌های ملحد» خوانده است- عنوانی كه هایدگر در «نامه‌ای درباره انسان‌گرایی» نسبت به آن واكنش منفی نشان داد و رد كرد- اما هایدگر خود به نحو دیگری- كه به خاطر شناخت ما از اگزیستانسیالیسم به واسطه سارتر ناآشناست- بنیانگذار فلسفه وجودی به شمار می‌آید و از همین جهت كتاب «فلسفه وجودی» مك كواری مقدمه خوبی برای فهم فلسفه هایدگر است.

حنایی‌كاشانی در كتاب «زرتشت نیچه كیست» (هرمس، 1378) مقاله‌ای به همین نام را از هایدگر ترجمه كرد كه مقاله‌ای اساسی در تفسیر هایدگر از نیچه است. مقاله مهم دیگر این كتاب مقاله «هگل و هایدگر» است به قلم هانس گئورگ‌گادامر. اما یكی دیگر از كتاب‌هایی كه در نیمه دوم دهه هفتاد (1376) درباره هایدگر منتشر شد، كتابی درباره رساله دكترای هایدگر و تفسیر او درباره دونس اسكوتوس و كانت بود. این كتاب از نویسنده‌ای بود كه در میانه منازعه هایدگری‌ها و پوپری‌ها كمتر انتظارش می‌رفت.

 

كریم مجتهدی، استاد كلاسیك فلسفه و متخصص فلسفه كانت و هگل نویسنده این كتاب بود و احتمالا به خاطر علاقه‌ا‌ش به كانت به نوشتن این كتاب همت گماشته بود. اما پس از آن كتاب دیگری هم درباره هایدگر و كانت منتشر شده است. بیژن عبدالكریمی با نوشتن «هایدگر و استعلا: شرحی بر تفیسر هایدگر از كانت» (1381) پروژه‌ای را آغاز كرد كه در ادامه آن وعده داده بود «هستی و زمان»، «كانت و مساله مابعدالطبیعه»، «تفسیر پدیدارشناختی نقد عقل محض كانت» و «نظریه كانت در باب وجود» را از هایدگر ترجمه كند. اما به جز ترجمه كتابی از شارح و شاگرد مهم هایدگر، والتربیمل، به نام «بررسی روشنگرانه اندیشه مارتین هایدگر» (سروش، 1381) كتاب دیگری درباره هایدگر منتشر نكرد و ترجیح داد درباره موضوعاتی دیگر مانند علی شریعتی و فلسفه سیاسی بنگارد.

با آغاز دهه 80 بابك احمدی دو جلد كتاب قطور درباره دو دوره فكری هایدگر منتشر كرد كه حجیم‌ترین اثر منتشرشده درباره هایدگر به زبان فارسی هستند. جلد اول با نام «هایدگر و پرسش بنیادین» (مركز، 1381) به دورانی از تفكر هایدگر پرداخت كه در آن كتاب مهم «هستی و زمان» نگاشته شد. جلد دوم هم كه دوره دوم فكری هایدگر را بررسی می‌كرد «هایدگر و تاریخ هستی» (مركز، 1381) نام داشت. كتاب بابك احمدی – البته با توجه به آثار دیگر او – با استقبال روبرو نشد. جلد سوم این كتاب كه به تاثیر هایدگر بر فلسفه غرب می‌پرداخت علی‌رغم وعده نویسنده منظم كتاب هنوز منتشر نشده است. با انتشار كتاب «زمینه و زمانه پدیدارشناسی: جستاری در زندگی و اندیشه‌های هوسرل و هایدگر» (ققنوس، 1385) كه هایدگر را در متن سنت پدیدارشناسی و در كنار استادش ادموند هوسرل بررسی می‌كرد یكی از منابع جامع درباره این فیلسوف بزرگ آلمانی در اختیار ما قرار می‌گیرد.

سیاوش جمادی كه اكنون متن كامل «هستی و زمان» را به ترجمه او می‌خوانیم، این كتاب حجیم را سال گذشته منتشر كرد – این كتاب امسال به عنوان كتاب سال جمهوری اسلامی برگزیده شد. در این كتاب به جز بررسی زندگی فكری و سیاسی هایدگر به نقدهای مكتب فرانكفورت – مشخصا تئودور آدورنو – بر هایدگر هم پرداخته شده است. جمادی با ترجمه «زبان اصالت در ایدئولوژی آلمانی» آدورنو در همان سال كوشید نقد فرانكفورتی‌ها بر هایدگر را بسط بیشتری دهد. فارغ از این ترجمه‌ها نباید از مقدمه‌های جمادی گذشت كه اگر از اطناب‌اش بگذریم، نكات خواندنی در باب فلسفه آلمانی بسیار دارد.

هایدگر و فردیدی‌ها
حلقه شاگردان فردید مدام در معرض این نقد بودند كه هماره از هایدگر حرف زدند و یك خط از او ترجمه نكردند. آنها در این زمینه واقعا كم‌كاری كرده‌اند. «فلسفه و بحران غرب» (هرمس، 1378) تا حدی این كم‌كاری را جبران می‌كند. محمدرضا جوزی از سرآمدان این حلقه در این كتاب دو مقاله از هایدگر یعنی «راه بازگشت به درون سرزمین مابعدالطبیعه» و «وارستگی: گفتاری در تفكر معنوی» را ترجمه كرده است. این مقاله دوم سخنرانی هایدگر در زادگاهش، مسكیرش، به مناسبت درگذشت هم‌ولایتی‌اش، كنرادین كرویتزر بود و به علت آنكه برای روستاییان ایراد شده بود از سایر رسالات و كتب دیگر هایدگر آسان‌فهم‌تر است. در این گفتار هایدگر بن‌مایه‌های فلسفه خود و نسبت تكنولوژی و تفكر معنوی را به زبانی همه‌فهم‌تر از سایر آثارش بیان می‌كند. دیگر مقاله ارزشمند این كتاب گفتار مهم ادموند هوسرل یعنی «فلسفه و بحران انسان اروپایی» است كه به نام «فلسفه و بحران غرب» ترجمه شده است.
اما شاید با توجه به سابقه بحث‌های فكری در ایران، مهمترین مقاله این كتاب – از لحاظ ارزش فرهنگی و نه فكری – مقاله نسبتا مطول داوری اردكانی درباره هایدگر باشد.
پیش از این كتاب «پرسش از خدا در تفكر مارتین هایدگر» از جیمزال‌پروتی (ساقی، 1379) ترجمه شده بود كه در چاپ اول «الوهیت و هایدگر» (1373) نام داشت و تنها كتابی بود كه فردیدی‌ها در باب هایدگر منتشر كرده بودند.

فلسفه هنر هایدگر
آشنایی ما ایرانیان با هایدگر آشنایی از جزء به كل بوده است. زمانی فلسفه هنر هایدگر مورد توجه قرار گرفت و زمانی دیگر آرای او در باب تكنولوژی و در وقت دیگر كسانی در پی فهم نظر او در باب معنویت بودند. در حوزه فلسفه هنر آرای هایدگر بسیار مورد توجه ایرانیان بوده است. آغاز آشنایی ما با فلسفه هنر هایدگر با ترجمه «سرآغاز اثر هنری» (هرمس، 1379) او توسط پرویز ضیاءشهابی است. دو سال بعد عباس منوچهری چند مقاله از هایدگر درباره هنر و شعر را به فارسی در كتابی به نام «شعر، زبان و اندیشه رهایی» (مولی، 1381) برگرداند كه در آن رساله «منشاء اثر هنری» دوباره ترجمه شده بود. (گویا از این رساله ترجمه‌ای هم از آتیلا علی‌شناس وجود دارد كه ما به آن دسترسی نداشتیم). پیش از آن عبدالعلی دستغیب كتاب ورونیك م. فوتی با نام «هایدگر و شاعران» (پرسش، 1376) ترجمه كرده بود.

 

اما این توجه در دهه 80 فزونی گرفت. محمدجواد صافیان هم، «هایدگر، هنر» (پرسش، 1382) اثر یوزف. ی.كوكلمانس را ترجمه كرده است. در سال‌های اخیر از شدت این علاقه كاسته نشده است. كتاب «فلسفه هنر هایدگر» اثر جولیان یانگ و ترجمه مازیار امیری (گام نو، 1384) نشانه آن است كه فلسفه هنر هایدگر هنوز مورد توجه است. اما در این حوزه بی‌گمان محمدرضا ریخته‌گران از همه جدی‌تر بوده است. كتاب «حقیقت و نسبت آن با هنر» (سوره مهر، 1386) در اصل شرحی است بر دوسوم رساله «منشاء اثر هنری» هایدگر كه قبلا در بنیاد فردید تقریر شده بود. خصلت این كتاب آن است كه اگرچه رنگ و بوی ذهنیت فردیدی- در ارجاع به اشعار حافظ و عرفان اسلامی- دیده می‌شود اما قواعد فنی شرح رساله در آن رعایت شده است. ریخته‌گران رساله موجزی هم درباره «هنر از دیدگاه مارتین هایدگر» (انتشارات فرهنگستان هنر، 1384) نگاشته است.

هسته مركزی هایدگر
آشنایی ایرانیان با هایدگر خصلت دیگری هم دارد. هایدگر بر ما تكه‌تكه ظاهر شد. از اول دهه هشتاد نشر پرسش شروع به ترجمه آثاری از هایدگر در قالب كتاب‌های كم‌حجم كرد. از جمله آنها می‌توان به كتاب «تفكر و شاعری: نیچه و هولدرلین» (1386) و «متافیزیك نیچه» (1384) اشاره كرد كه هر دو با ترجمه منوچهر اسدی نشر یافته‌اند.
كتاب كم‌حجم دیگری به نام «مفهوم زمان» هم از هایدگر با ترجمه نادر پورنقشبند و محمد رنجبر (پرسش، 1384) وجود دارد. البته علی عبداللهی هم این رساله هایدگر را به همراه چند مقاله دیگر در كتاب «مفهوم زمان و چند مقاله دیگر» (مركز، 1383) به فارسی برگردانده است.
اما درباره فلسفه هایدگر هم كتاب‌ها كم نیستند و جالب آنكه حجم ترجمه و تالیف نسبت نزدیكی به هم دارند. از كتب ترجمه می‌توان به كتاب گرگوری بروس اسمیت (با ترجمه علیرضا سیداحمدیان/ پرسش، 1379) یعنی «نیچه، هایدگر و گذار به پسامدرنیته» اشاره كرد كه نقد این دو متفكر بر مدرنیته را شرح می‌دهد.

 

«درآمدی به افادات فلسفه هایدگر» (گام نو، 1386) نوشته دانیلا والگانیو و ترجمه محمدرضا قربانی هم تازه‌ترین شرح به فارسی برگردانده شده است از فلسفه هایدگر.
«متافیزیك چیست؟» (ققنوس، 1383) یكی از مهم‌ترین رسایل هایدگر است كه در اصل حاصل سخنرانی‌ای است در سال 1929 كه به مناسبت انتصاب به جانشینی هوسرل در دانشگاه فرایبورگ ایراد شده است و در آن بسیاری از مضامین هستی و زمان- كه دو سال قبل در 1927 منتشر كرده بود- ربط داده می‌شود. هایدگر 14 سال بعد یك پی‌گفتار و 6 سال بعد یك درآمد بر این درس‌گفتار اضافه كرد كه مترجم فارسی، سیاوش جمادی، آنها را در متن فارسی آورده است. به‌علاوه پیشگفتار روشنگر مترجم بیش از نصف كتاب (130 صفحه از قریب به 200 صفحه كتاب) را به خود اختصاص داده است.

«معنای تفكر چیست؟» (مركز، 1385) را هم فرهاد سلمانیان ترجمه كرده است. این رساله هم در واقع درس‌گفتاری دانشگاهی است كه هایدگر در دانشگاه فرایبورگ و در سال 1951 هنگامی كه متفقین دوباره اجازه تدریس به او دادند در 10 جلسه ایراد كرد. در این درس‌گفتارها هایدگر پروژه فكری خود را ادامه می‌دهد. از این رساله نسخه دیگری با ترجمه سیاوش جمادی با نام «چه باشد آنچه گویندش تفكر» در راه است.

اما در حوزه تالیفات چه آنها كه قبلا اشاره كردیم باید به كتاب محمود خاتمی، استاد فلسفه دانشگاه تهران، اشاره كنیم. خاتمی در كتاب «جهان در اندیشه هایدگر» (موسسه فكری دانش و اندیشه معاصر، 1384) به زمینه‌های اصلی شكل‌گیری پدیدارشناسی و مقایسه معنی جهان در اندیشه هوسرل و هایدگر می‌پردازد و در واقع كتابی است كه هایدگر را به عنوان بخشی از سنت پدیدارشناسی مورد بررسی قرار می‌دهد.
نمونه دیگر «پایان فلسفه و وظیفه تفكر» (اندیشه امروز، 1384) است نوشته محمدرضا اسدی. این كتاب مقاله‌ای از هایدگر با نام كتاب را در خود دارد اما نیمی از آن را مقدمه نویسنده تشكیل می‌دهد. نویسنده از جمله كسانی است كه دل در گرو اندیشه دینی دارد و توجه او به هایدگر هم از این منظر بوده و در باب نسبت تفكر و دین، گرایش‌های دینی هایدگر و فلسفه تطبیقی بحث كرده است.

هستی و زمان
اگرچه امسال هستی و زمان با ترجمه سیاوش جمادی منتشر شد. اما چند ماه قبل از انتشار ترجمه جمادی، ترجمه‌ای از مجید نوایی هم در تبریز منتشر شد كه از كیفیت خوبی برخوردار نیست. اما قبلا بخش‌هایی از هستی و زمان به صورت پراكنده منتشر شده بود. اولین‌بار منوچهر اسدی درآمد هایدگر بر این كتاب را با نام «درآمد وجود و زمان» (پرسش، 1380) ترجمه كرد كه مورد توجه قرار نگرفت. سال 1384 هم سعید حنایی‌كاشانی بخشی از هستی و زمان را با نام «دا- زاین و زمانمندی» در شماره مرگ ارغنون (شماره 26 و 27/ بهار و تابستان 1384) ترجمه كرد.

به جز این دو، سال گذشته علی‌اكبر معصوم‌بیگی- مترجم آثار چپ در ایران- با ترجمه «هایدگر و هستی و زمان» اثر جاناتان ری به طبع‌آزمایی در حوزه ترجمه فلسفه آلمانی غیرچپ پرداخت. ری كه بزرگترین ماجراهای اندیشه قرن بیستم را پانوشت‌هایی بر هستی و زمان می‌داند؛ در این كتاب به توضیح وجوه اگزیستانسیال دازاین مانند بی‌اصالتی، اضطراب و... از منظر هایدگر می‌پردازد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 21:13  توسط محمد تاجیک  |